1405-06-27 09:29
0
98209
در گفتگو با گلستان ما مطرح شد:

شاعری که شعر را از کتاب‌ها به زندگی مردم آورد

فعال اجتماعی گلستان از جایگاه این شاعر در ادبیات معاصر ایران، پیوند شعر با هویت ایرانی و ماندگاری اشعار شهریار در حافظه عمومی سخن گفت.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما»؛ روز شعر و ادب فارسی، روز بزرگداشت استاد شهریار است؛ شاعری که نامش تنها در تاریخ ادبیات ایران ثبت نشده، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی چند نسل از ایرانیان را ساخته است. شهریار را می‌توان یکی از چهره‌های پیونددهنده زبان، فرهنگ و هویت ایرانی دانست؛ شاعری که از خاستگاه آذربایجان برخاست، به قله شعر فارسی رسید و در عین دلبستگی عمیق به زبان و فرهنگ مادری، آثار ماندگاری در زبان فارسی آفرید.

شخصیت و اشعار شهریار، از حیدربابایه سلام تا غزل‌های فارسی و اشعار آیینی، ظرفیت مهمی برای بازخوانی مفهوم ایران فرهنگی و پیوند ناگسستنی اقوام و زبان‌های این سرزمین دارد؛ به‌ویژه آنجا که شاعر آذربایجانی، در زبان فارسی، از عشق زمینی تا عرفان و ارادت به امیرالمؤمنین(ع) پیش می‌رود و شعری می‌آفریند که قرن‌ها فرهنگ و اعتقاد ایرانی را نمایندگی می‌کند.

در روزگاری که نسل جدید بیش از همیشه به روایت‌های کوتاه و محتوای ماندگار نیاز دارد، بازخوانی شهریار می‌تواند از چند بیت شعر آغاز شود؛ از خاطره چند نسل با حیدربابا تا زمزمه غزل‌هایی که هنوز بر زبان مردم جاری است. شاید همین یک بیت شعر بتواند برای دقایقی ذهن خسته مردم از دغدغه‌های روزمره را با خود به دنیای دیگری ببرد.

به همین مناسبت، با حسین پایین‌محلی، فعال اجتماعی گلستان، درباره شهریار، جایگاه او در قله شعر فارسی، پیوند زبان و هویت ایرانی و ظرفیت‌های کمتر دیده‌شده آثار این شاعر برای نسل امروز گفتگو کرده‌ایم.

پایین‌محلی با اشاره به اینکه تاریخ معاصر ادبیات ایران سرشار از چهره‌های اثرگذار است، اظهار کرد: وقتی از شهریار سخن می‌گوییم، تنها درباره یک شاعر نامدار صحبت نمی‌کنیم، بلکه از شخصیتی چندوجهی سخن می‌گوییم که شعر فارسی و ترکی را تحت تأثیر خود قرار داد و در کنار شاعری، سلوک و نگاه عارفانه نیز داشت.

وی ادامه داد: سیدمحمدحسین بهجت تبریزی بعدها با تفأل به دیوان حافظ، تخلص شهریار را برای خود برگزید؛ نامی که به‌تدریج چنان با شخصیت ادبی او گره خورد که امروز کمتر کسی او را با نام دیگری می‌شناسد.

شهریار چگونه از یک شاعر به یک چهره ماندگار فرهنگی تبدیل شد؟

پایین‌محلی: راز ماندگاری شهریار را باید در چند ویژگی همزمان جست‌وجو کرد؛ او به سنت ادبی وفادار بود اما در همان قالب‌های کلاسیک، حرف‌های تازه زد. غزل فارسی در یک مسیر تاریخی طولانی، گاه با تکرار مضامین مواجه شده بود، اما شهریار توانست در عین حفظ فرم و موسیقی شعر کلاسیک، مفاهیم و احساسات تازه‌ای را وارد شعر کند.

 به همین دلیل می‌توان شهریار را در شمار شاعران کلاسیک نوگرا دانست؛ شاعری که نه از ریشه‌های ادبی خود جدا شد و نه در گذشته متوقف ماند.

  نخستین دیوان شهریار در سال ۱۳۰۹ منتشر شد، شهریار در جوانی چنان جایگاهی پیدا کرده بود که چهره‌هایی همچون ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری بر کتاب او مقدمه نوشتند. این اتفاق نشان می‌دهد که استعداد و جایگاه او از همان سال‌های جوانی مورد توجه بزرگان ادب قرار گرفته بود.

اما چرا شعر شهریار هنوز در زندگی روزمره مردم حضور دارد؟

پایین‌محلی: شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شهریار این باشد که شعر او از کتابخانه‌ها بیرون آمد و وارد زندگی مردم شد. امروز بخشی از شعرهای او را روی سنگ مزارها، خودروها، دیوارها و حتی در گفت‌وگوی روزمره مردم می‌بینیم و می‌شنویم.

 در واقع شعر در فرهنگ ایرانی فقط یک هنر ادبی نیست؛ از تولد تا مرگ، از ازدواج و دوستی تا سوگ و دلدادگی، شعر با زندگی مردم همراه بوده است. اگر برخی ملت‌ها با فلسفه، منطق یا هنرهای دیگر شناخته شده‌اند، ایرانیان در طول تاریخ با شعر حکمی و حکمت شاعرانه نیز شناخته شده‌اند.

شهریار در شعر آیینی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد؛ این بخش از شخصیت او را چگونه می‌بینید؟

پایین‌محلی: شهریار در کنار غزل‌های عاشقانه و عارفانه، در شعر آیینی نیز اثری ماندگار از خود برجای گذاشت. شعر «علی ای همای رحمت» نمونه‌ای روشن از این وجه شخصیت ادبی اوست؛ شعری که تنها در میان اهل ادب نماند و به حافظه عمومی جامعه راه پیدا کرد.

 شهریار را باید شاعری دانست که در ساحات مختلف هویت ایرانی حضور دارد؛ از عشق و عرفان گرفته تا فرهنگ دینی، زبان فارسی و شعر ترکی. همین گستردگی باعث شده است که نتوان او را تنها در یک قالب یا یک جریان ادبی تعریف کرد.

آیا شهریار را باید صرفاً شاعر دانست؟

پایین‌محلی: به اعتقاد من، شهریار فراتر از عنوان شاعر است. او شخصیتی فرهنگی و عارف بود که میان شعر، موسیقی، خط و دیگر جلوه‌های هنر ایرانی پیوند برقرار می‌کرد. در زندگی او شعر تنها وسیله‌ای برای بیان احساس نبود؛ نوعی نگاه به انسان، جامعه، عشق و معنویت بود.

 شاید به همین دلیل است که سخن سهراب سپهری درباره شاعران، درباره شهریار نیز معنا پیدا می‌کند؛ شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.

اگر قرار باشد نسل جدید را با شهریار آشنا کنیم، از کجا باید شروع کنیم؟

پایین‌محلی: شاید بهترین راه این باشد که به جای معرفی شهریار صرفاً به عنوان یک شخصیت تاریخی، شعر او را دوباره وارد زندگی نسل جدید کنیم. جوان امروز باید ببیند که بسیاری از عباراتی که در گفت‌وگوهای روزمره شنیده، روی خودروها دیده یا حتی در فضای مجازی خوانده، ریشه در شعر همین بزرگان دارد.

وی گفت : وقتی می‌گوییم «جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را» یا «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا»، در واقع بخشی از حافظه فرهنگی چند نسل را بازخوانی می‌کنیم.

 شهریار بخشی از میراث فرهنگی ماست و پاسداشت او تنها بزرگداشت یک شاعر نیست؛ بزرگداشت زبان، حافظه تاریخی و بخشی از هویت فرهنگی ایرانیان است. اگر قرار است نسل‌های آینده هویت فرهنگی خود را بشناسند، باید با چنین چهره‌هایی و با شعرهایی که قرن‌ها و نسل‌ها را به هم پیوند می‌دهند، آشنا باشند.

چند بیت ماندگار از شهریار

تا هستم ای رفیق، ندانی که کیستم

روزی سراغ من آیی که نیستم

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را

که به ما سوا فکنده، همه سایه خدا را

علی آن شیر خدا شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی

کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسیاگر بخواهید، می‌توانم همین گفت‌وگو را چکشی‌تر و روزنامه‌ای‌تر کنم؛ با تیترهایی مثل «شهریار؛ شاعری که از کتاب‌ها عبور کرد و وارد زندگی مردم شد» یا «شهریار فقط شاعر نبود؛ بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان بود».

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.